لحظه سبزانتظار
امام زمان به افتاب تشبیه شده است;اگرباامدن افتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست.
چفیه یعنی عشق یعنی سادگی
چفیه یعنی یک جهان ازادگی
چفیه یعنی مصداق شهادت بودوبس
شرح تفسیر عباذت بودوبس
چفیه شرح جان فشانی های ما
چفیه رمزبی نشانی های ما
یاد بادچفیه های غرق خون
یاد سرهای شناور درجنون
یاد مهرو یاد تسبیح ودعا
عشق بازی بالب سجاده ها
سجده می کردیم با سوزوگداز
سجده دراوج تمناونیاز

زانوهایم شکسته است وپاهایم فلج
خسته ومجروح وپریشان
وباری به سنگینی کوهی بر دوش
ومن در زیر ان خم شده ام
واز زیر ان که چندین برابرمن سنگین است وبزرگ است
ارام گرفته ام
وتنها برق حسرت از چشمان بازم
که همچنان به این راه
که تا افق کشیده است-دوخته ام-ساطع است.
وجاده ی منتظررا دربرابرم روشن می دارد.
جاده ای که سال هاست چشم به راه قدمم
خودرا بر خاک افکنده است.
اما ردپایی بر ان نیست و...
نخواهد!
(دکترعلی شریعتی)
نفر سمت چپ
دیگر نمی خواهم زنده بمانم.من محتاج نیست شدنم.
خدایابگو ببارد باران که گویی شوره زار قلبم سال هاست که سترون مانده است.
من دیگرطاقت دوری از باران راندارم.
خدایا!دگر طاقت ندارم.بگذار این خشکزار وجودم این مرده قلب من دیگر نباشد!
این دیدگان دیگر نبیند.بس است هرچه دیده اند.
بگذاراین گوش ها دیگر نشنوند بس است هرچه شنیده اند.
بگذار این دست وپاهادیگرحرکت نکنند.بس است هرچه جنبیده اند.
خدایا!دوست دارم تنهای تنها بیایم.دور از هر کثرتی
دوست دارم گمنام گمنام بیایم دور از هر هویتی
خدایا اگر بگویی لیاقت نداری خواهم گفت;لیاقت کدام یک از الطاف تورا داشته ام؟!
خدایا دوست دارم سوختن را..دوست دارم فنا شدن را..از همه جا جاری شدن..
به سوی کمال انقطاع شدن را...

سلام دوستای خوبم.این یکشنبه که داره میاد اگه خدا خواست دارم می رم مشهد
دعاکنین هوا تا یکشنبه خوب بشه...برام دعا کنین تا دستمو به ضریح امام رضا
برسونم وهمونجا بغضمو بترکونم
دلم خیلی پره امیدوارم اقا حاجتموبده...
اگه حرفی گله ای پیغامی که می تونم به اقا برسونم بهم بگین تا بگم.
تلق تلوق تلق تلوق
می رسد این صدا به گوش
صدای رفتن قطارمیان خنده وخروش
تلق تلوق تلق تلوق
صدای خنده ی قطار
پیچیده میان کوپه ها
هم توی دشت سبزه زار
به سوی مشهدمی رویم
سری به انجا بزنیم
درحرم امام رضا
بوسه به درها بزنیم
ما به زیارت می رویم
تا به امام دعا کنیم
نگاه پر مجتبی
به گنبد طلا کنیم
ای مار پیکر اهنی
قطار خوب وخوش صدا
اکنون به مشهد ببر
سال دگر به کربلا
یه روز جندتا از خانم های افسرها دورهم جمع بودند یکی شان می گفت;
شوهر من انقدر دخترمو دوست داره که اگر نصف شب بگه که من کنتاکی
می خواهم می ره واز هرجا که شد برایش می خره.گیتی(همسر شهید
اب شناسان)گفت;جدی؟شوهر من انقدر دخترمو دوست داره
که اگر اون هروقت از روز بگه که من کنتاکی می خوام میگه;
بانفست مبارزه کن دخترم.
((میلاد باسعادت حضرت رسول اکرم وامام جعفرصادق رابه شما تبریک می گویم))
خداوند می فرماید;هر کس مرا بخواند در حالیکه معتقداست که من قادرم به اوضرریا نفعی برسانم.من دعای اورا به مستجاب می رسانم.رسول اکرم.

رفتم تا از سرزمین چشمه های سبز
برای روح تشنه ی معبد
برای کبوتران معصوم حرم اب بگیرم .
چشمه هایی که از دل افتاب سر می زنند.
سپیده ی صبح نهری از ان سرزمین است.
فلق دهانه ای از ان چشمه هاست.
سرزمینی در ان سوی بامدادان.
رفتم ودل لبریز از عشق
جان تافته از ایمان
اندیشه روشن از حکمت
تن گرم از امیدو...
من بی تاب انتظار!...
دکترعلی شریعتی
By Ashoora.ir & Night Skin
